Not in love...

عاشقانه هایم را برایش نگه داشته ام
هنوز
باور میکنی؟
گاهی دلم عاشق شدن میخواهد.
عاشقی است دیگر. آنقدر غرقش میشوی که دیگر فراموش میکنی هنوز عاشقی.
هر چه هم که فرار کنی و انکار.
دیوار هایی که میسازی تو را از همه هم که جدا کنند با ساکنان کهنه ی خانه چه میکنی؟
اتاقت بوی قدیم ها را میدهد، هر چه هم که شمع بسوزانی و پرده عوض کنی ، باز هم کودک درونت همان کودک عاشق مبهوت سالهای پیش است که بود.
همه ی اینها را گفتم که بگویم دلم تنگ است
میدانی؟

-------------------------

من رویا پردازی نمیکنم
آدم هایم از من دورند
من وابسته تر از آنم که کسی را رها کنم
این بود که من مرز رویا و واقعیت را رها کردم
نمیدانم کجایم
باور کن
تو را میدانم کجایی
همین جا جلوی من
همیشه
ولی خودم را نمیدانم
گم که میشوم
به سراغت می آیم
و میفهمم سال هاست که دیگر نیستی
بر میگردم
به دنیای خیالی امن و گرم بودنم

هر چه ندارم از توست
و هر چه دارم هم
و تو

/ 5 نظر / 19 بازدید
سینا

هووووووووووومممممم خیلی قشنگ بود ناسی ناسی حالا کی بو میداد؟

سینا

هووووووووووومممممم خیلی قشنگ بود ناسی ناسی حالا کی بو میداد؟

آلوچه

آدم بالای این پست که دیگه نمیزنه نات این لاو. نکن این کار رو با جسم نحیف خودت!

سینا

5

سجاد

چی میگی؟ رمز آشوبه؟